اسماعيل بن محمد مستملى بخارى
477
شرح التعرف لمذهب التصوف ( فارسى )
و عقاب مؤبد ؛ درست شد كه وجوب به مشيت خداى تعالى بود نه به فعل بنده . و اين اصل مذهب حق ، [ سنت و جماعت ] ، است كه ياد كرديم . و باز به نزديك معتزله ثواب و عقاب به فعل بندگان واجب آيد . و ما را اصلى است در اين مسئله كه گوييم مقدار عقاب به مقدار فعل نيست ؛ نبينى كه اندر دنيا مقدار اقامت حد به مقدار جنايت نيست ؛ مى قطرهاى شامد و عقوبت وى هشتاد تازيانه ؛ مدت حد بيش از مدت شرب آمد ، و الم حد بيش از لذت شرب آمد ؛ و به ده درم قطع يد واجب آمد ؛ ضرر قطع بيش از نفع دزدى آمد ؛ و به زنا كردن به حال احصان رجم واجب آمد ؛ الم رجم بيش از لذت زنا آمد ؛ درست شد كه عقوبات به جرايم مقدر نيست ؛ و لكن حكم خداوند را است عز و جلّ . عقوبت بر جريمت چندان نهد كه وى خواهد . چون به شاهد جائز بود زيادت كردن ، الم عقوبت و مدت وى بر لذت جنايت و مدت وى ؛ و از خداى تعالى اين جور نبود اندر دنيا به قيامت نيز جائز بود و جور نبود . و باز اهل معرفت اندر تابيد ثواب و عقاب سخن گفتند كه حكمت آن چيست كه بر كفر منقطع عقاب دايم آمد ، و بر ايمان منقطع ثواب دايم آمد . گروهى چنين گفتند كه كفر كافر به خداى بود ابدى از بهر اين عقاب [ دايم آمد و ] مؤبد آمد ؛ و ايمان مؤمن به خداى بود ابد [ ى ] ، از بهر اين ثوابش مؤبد آمد . و ديگر حكمت آن است كه مؤمن هرچند ايمان وى و طاعت وى به مرگ منقطع شد ، اعتقادش مؤبد است . و كافر را هرچند كفرش [ و عصيانش ] منقطع شد به مرگ ، اعتقادش مؤبد است . از بهر آنكه اعتقاد مؤمن آن است كه اگر جاودان بزيد از ايمان برنگردد . و اعتقاد كافر آن است كه اگر جاودان بزيد از كفر برنگردد . نفس ثواب به ايمان است و تأبيد به تأبيد نيت و اعتقاد . و از اين معنى گفت پيغامبر صلى الله عليه و سلم : نية المؤمن خير من عمله و نية الكافر شر من عمله . از بهر آنكه نفس ثواب به عمل يافت و تأبيد ثواب به نيت . و تأبيد ثواب بهتر از نفس ثواب ؛ و نفس عذاب به